بر من چه رفته است پس از ضربه تبر

بر من چه رفته است پس از ضربه تبر
احساس می کنم که خودم نیستم دگر

از من چه مانده است از آن تک درخت باغ
جزیک دل شکسته و یک روح دربه در

هیزم شکن چه دیررسیدی نگاه کن!
دختر شکسته است مرا از تو زودتر

سروی که در مقابل باد ایستاده بود
حالا نگاه کن شده کبریت بی خطر

با موی قهوه ای و تنی لاغر و سپید
در جعبه ای شبیه اتاقی بدون در

ای رهگذر!تو را به خدا این اتاق را
از دختری که یخ زده در شعر ها بخر..

آتش بزن به مغز من و دود کن مرا
ازیاد هام خاطره باغ را ببر 


°°°hasty°°°
دیدگاه ها (۱)

بر من چه رفته است پس از ضربه تبر احساس می کنم که خودم نیستم ...

بر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیستم د...

بر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیستم د...

بر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیستم د...

NHRبر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیست...

بر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیستم د...

رضا فلاح شاعر بجنوردی

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ...

رضا چایچی شاعر تهرانی

یک چای روضه ی تو مرا رستگار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط