NHR

NHR

بر من چه رفته است پس از ضربه تبر
احساس می کنم که خودم نیستم دگر

از من چه مانده است از آن تک درخت باغ
جز یک دل شکسته و یک روح دربه در

هیزم شکن! چه دیررسیدی نگاه کن!
"دختر شکسته است مرا از تو زودتر"

سروی که در مقابل باد ایستاده بود
حالا نگاه کن شده کبریت بی خطر!! "با موی قهوه ای" و "تنی لاغر و سپید"
در جعبه ای شبیه اتاقی بدون در

ای رهگذر! تو را به خدا این اتاق را
از دختری که یخ زده در شعر ها بخر.. آتش بزن به مغز من و دود کن مرا
از یاد هام خاطره ی باغ را ببر سیدمهدی موسوی

دیدگاه ها (۳)

بر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیستم د...

بر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیستم د...

بر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیستم د...

بر من چه رفته است پس از ضربه تبر احساس می کنم که خودم نیستم ...

بر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیستم د...

بر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیستم د...

رضا فلاح شاعر بجنوردی

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ...

رضا چایچی شاعر تهرانی

یک چای روضه ی تو مرا رستگار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط