{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این یه عشقه بیب

این یه عشقه بیب
پارت : 2

( جنی )
کارتم رو برداشتم یه لباس مناسب پوشیدم و رفتم پاساژ
همینجوری گشت و گذار میکردم که یه لباس شیک و مجلسی و ساده چشمم رو گرفت
وارد مغازه شدم و سلام دادم که جواب سلامم رو دادن ازشون خواستم لباس مورد نظرم رو بدن و اونا بدون هیچ حرفی دادنش
وارد اتاق پرو شدم و لباسم رو عوض کردم یه نگاه تو اینه به خودم انداختم وای چقد جذاب شدم من ایشالا همه فدام بشن
لباسش خیلی قشنگ بود یه استین حلقه‌ای سیاه بود که نوشته بود LOVE ( عشق) و یه کت نیم تنه حالت داشت که زغالی رنگ بود و در اخر یه دامن بلند تا زانوهام بود خیلی به تنم قشنگ بود و میومد
لباس رو خریدم و اومدم بیرون وارد یه کافه شدم و یه ایس لاته خوردم
تاکسی گرفتم سمت خونه خیلی ذوق داشتم سریع به لیا رفیق صمیمیم زنگ زدم
+ سلام لیا جونمممم
_ سلام کره خرم چطوری جیگرررر
+ فدات یه خبر خوب دارم
میتونستم فضولیش رو حس کنم با هیجان گفت
_ جون من بگو که از فضولی مردم
+ امشب برام خواستگار میخواد بیاد
_ چ چی جنی چی داری میگی خواستگار تو سنی نداری اخه
+ میدونم اما چه میشه کرد منم خوشحالم یکم


جیگرای من اینم از پارت دوم امیدوارم خوشتون بیاد
شرایط: نداریم سیسیا
تا پارت بعد باییی
دیدگاه ها (۱۱)

عمارت بلک وود

{مافیایی برای من}پارت:۱ویو صبح :ویو تهیونگ:اه با آلارم کوفتی...

پارت ۹

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

پارت اول :رمان رویای عشق در بازی خبیث ..سلام من جنی کیم هستم...

چند پارتی یونگی

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط