۵۰ سالِ دیگر حتماً یادم میرود خانه ام کجا بود ،

۵۰ سالِ دیگر حتماً یادم میرود خانه ام کجا بود ،
مُسلماً نامِ نوه هایم را هم فراموش میکنم ، یادم میرود نامِ همسرم چه بود..
ولی هرگز نامِ تورا از یاد نخواهم برد ؛ آن میمِ مالکیت که با عشق به انتهایِ اسمت اضافه میکردم .. هرگز فراموشش نمیکنم ،
آلزایمر هم تورا از ذهنِ من پاک نخواهد کرد .. !

#غزل_انصاری_اصل
دیدگاه ها (۲)

Custom bride part : 7

امشب باید برایت بگویم از پرستویی که یک غروب سرد هوای خانه دل...

امشب باید برایت بگویم از پرستویی که یک غروب سرد هوای خانه دل...

به نام خدا🏠🫂🌺💦💘🎹🎤عنوان شعر؛ خودت تورا عاشقممن قول نمی دم. ب...

داستان زیبای آلزایمر مادرچمدونش را بسته بودیم ،با خانه سالمن...

داستان زیبای آلزایمر مادرچمدونش را بسته بودیم ،با خانه سالمن...

مامان بزرگم،حرفای قشنگی میزد. ازون حرفایی که تا برات اتفاق ن...

چمدونش را بسته بودیم،با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بودکلا ی...

چمدونش را بسته بودیم،با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بودکلا ی...

چمدونش را بسته بودیم با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود کل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط