{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب باید برایت بگویم از پرستویی که یک غروب سرد هوای خانه

امشب باید برایت بگویم از پرستویی که یک غروب سرد هوای خانه دلش را زد و پر کشید تا ستاره ای که به دوردستها قناعت کرد. و حتی شبی میان مردمک چشم هایم جای نگرفت. از رویایی دست نیافتنی که مرا بی هوا تا افسانه ها برد و کلاغ بی پناه قصه ها را به یادم آورد تا اضطرابی که آنسوی هفت آسمانت انتظارم را میکشید. دلخوشم که تورا دارم پس پنجره را ببند چترت را در روزهای بارانی فراموش نکن و لباس گرم بپوش. برای خودت چای بابونه بریز و برای من دم نوش رازیانه. و منتظرم بنشین کنار گلدانی که هرشب به شوق دیدار تو پر از گلهای تازه میشود و من را میبرد به عاشقانه های آرام بخش. به فکر خودت نیستی لااقل بخاطر من به یاد خودت باش ...
دیدگاه ها (۱)

امشب باید برایت بگویم از پرستویی که یک غروب سرد هوای خانه دل...

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه‌ام، دیوانه‌ی ...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

عزیز البریهی

دانلود کتاب کوفیان - نویسنده امین فقیری

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 660 - 31 مرداد 1350

تاتاکاعه واکانه نای

دانلود کتاب دنیای رباتها - نویسنده آیزاک آسیموف

دانلود مجله فیلم و هنر - شماره 448 - 7 شهریور 1352

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط