{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای رعد و برق سکوت بینشونو بی رحمانه میشکست و هردو قلباش

صدای رعد و برق سکوت بینشونو بی رحمانه میشکست و هردو قلباشون محکم تو سینشون می‌کوبید
-ای کاش میتونستم فراموشت کنم...
صدای لرزون و آغشته به بغضش قلبشو میفشرد
یهو زد زیر خنده!
دیوانه وار می‌خندید...کسی چه میدونست روحش چقدر داره درد میکشه
چشمای قرمز و متورمشو به چشمای نگرانش داد
- ای کاش
فقط ای کاش میتونستم قاب عکس فاکی تو اتاقمو خرد کنم و یه تیکه از شیشه لعنتیشو بردارم و مستقیم تو قلبم فرو کنم
قلبمو بکشم بیرون و محکم فشارش بدم
اونقدری که له شه
غیر ممکنه ولی ای کاش میشد
من این چشمای نگرانو نمیخوام
از همش متنفرم لعنتی
من حالم بده
حالم...
خیلی بده
اونقدر که نمیدونم اول مغزمو بیرون بیارم یا قلبمو
هردوتاش توعه فاکیو میارن جلو چشام
چرا فقط ولم نمیکنی
برو
از ذهنم
از قلبم
از خاطراتم
از نوشته هام
از لبخندام
از گریه هام
از زندگیم
خواهش میکنم فقط برو
نمیتونم دیگه...روحم زجر میکشه
اینکه جلوم باشی و نتونم کاری کنم
اینکه کسی نزدیکت میشه و میدونم حسادتم الکیه
از همش خستم
روح من الوده عشقت شده و من شدم مریض قلبت و عشقت
و این عشق منو عذاب میده
دیدگاه ها (۵)

پارت ۳

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁵ویو: اتماشین جلوی خونه‌ی بابا مت...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

࣪˖ ִֶָ🍊تو ستاره هارو تماشا میکردی، با نور ستاره ها مسخ میشدی...

لبخند قاتلپارت²²ویو سلینبعد از تموم شدن کلاس، کلارا گفت باید...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

professor Riddle,p42

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط