{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهید شیرعلی سلطانی یکی از زمین‌های خود را به ساخت «مسجدال

شهید شیرعلی سلطانی یکی از زمین‌های خود را به ساخت «مسجدالمهدی(عج)» اختصاص داد.در اواخر سال ۶۰، وقتی برای مرخصی آمده بود در گوشه‌ای از مسجد برای خود قبری ساخت، اما این قبر، کوچک‌تر از قامت رشید او بود. وقتی از او علت را سؤال کردند، گفت: نه، همین اندازه خوب است. شب عملیات فتح‌المبین در سنگر نشسته بود. بچه‌ها مشغول صحبت بودند که یک‌دفعه گفت: بچه‌ها! ساکت باشید. ناگهان بوی عطر دل‌انگیزی در فضای سنگر پیچید. آن شب پس از اصرار مکرر بچه‌ها، به شهید ملک‌پور گفت: وقتی داخل سنگر بودیم، عنایتی از طرف امام زمان (عج) به من و دو نفرِ دیگر شد.
روز بعد، شیرعلی سلطانی و آن دو نفر که نام برده بود، به درجه‌ی رفیع شهادت رسیدند. عجیب بود! مزار کوچک او، درست اندازه‌اش بود. پیکر شیرعلی بدون سر، بازگشته بود.

شهید#شیرعلی_سلطانی🕊🌹
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

مشهدالشهداء مناجات لریشیب نیسان، دره ی کوچکی بود که من اسمش ...

مشهدالشهداءمناجات لریشیب نیسان، دره ی کوچکی بود که من اسمش ر...

🔹آخرین جمعه ماه رمضان آن سال با همیشه فرق داشت . آدم هایی که...

روایتشب . توی سنگر نشسته بودیم و چرت می زدیم . آن شب ، مهتاب...

امروز ۱۳م هست، اردیبهشتِ شیراز، تشریف نیاوردید؟!

🌹#علی_اصغر_دستغیب ← یک ماهی می‌شد عبدالحمید به جبهه بازگشته ...

داستان های واقعی/ ماجرای دوئل شهید خرازی با ژنرال بعثی! تاری...

کپشن بخوانید _شهید مجید قربانخانی••پدرش بسیار از قلیان کشیدن...

‍ 🏴 سردار ماه صفرشبی حضرت ابوالفضل (ع) را در خواب دیدم . علم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط