{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جانِ هم

نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جانِ هم
اگرچه زهر می ریزیم توی استکانِ هم

همه با یک زبانِ مشترک از درد می نالیم
ولی فرسنگ ها دوریم از لحن و زبانِ هم

هوای شام آخر دارم و بدجور دلتنگم
که گَردِ درد می پاشند مردُم روی نانِ هم

بلاتکلیف ، پای تخته ، فکر زنگِ بی تفریح
فقط پاپوش می دوزیم بر پای زیانِ هم

قلم موهای خیس از خون به جای رنگِ روغن را
چه آسان می کشیم این روزها بر آسمانِ هم

چه قانونِ عجیبی دارد این جنگِ اساطیری
که شاد از مرگِ سهرابیم بینِ هفت خوانِ هم

برادر خوانده ایم و دستِ هم را خوانده ایم انگار
که گاهی می دهیم از دور، دندانی نشانِ هم

سگِ ولگرد هم گاهی ، بلانسبت ، شَرَف دارد
به ما که چشم می دوزیم سوی استخوان هم

گرفته شهر رنگِ گورهای دسته جمعی را
چنان ارواح ، در حالِ عبوریم از میانِ هم
دیدگاه ها (۱)

نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جانِ هم!اگــرچــه زهــر می ر...

.نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جانِ هم! اگــرچــه زهــر می...

‍چمران :آوینی :باکری :زین الدین .....یک آسمان پر ستاره ازآن ...

‍ چمران آوینی باکری زین الدین .....یک آسمان پر ستاره ازآن من...

دلنوشته من 2 "شکنجه روحی" گاهی وقت ها بین خ...

‍چمران :آوینی :باکری :زین الدین .....یک آسمان پر ستاره ازآن ...

#چمران #آوینی #باکری #زین_الدین .....یک آسمان پر ستاره ازآن ...

‍چمران :آوینی :باکری :زین الدین .....یک آسمان پر ستاره ازآن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط