{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت
سخت دلتنگم برای اخم و دعوا کردنت

عطر خوبی می زنی از در که بیرون می روی
دلخورم از این همه خود را فریبا کردنت

گفتم آیا خسته ای از زندگانی پیش من؟
سخت رنجیدم من از اینگونه حاشا کردنت

گفتمت میل سفر دارم تو گفتی صبر کن
خسته ام، دلخسته از امروز و فردا کردنت

می شنیدم دیشب آن لحن پر از افسوس را
صورت گریان و آن آه و دریغا کردنت

می هراسم از نگاه خیره تو سمت در
رنگ حسرت دارد آخر این تماشا کردنت

با زبان بی زبانی حرف خود را گفته ای
می روم دیگر نمی خواهم مدارا کردنت.....
دیدگاه ها (۵)

عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن شده ام عاشق تو، عشق مرا جار ن...

ی شمع فرو ریخته از دیده ی پروانهای جوشش شعر من ای گوهر دردان...

ناز کردی، گرچه من اهل تجارت نیستم!میخرم ناز تو را، با اینکه ...

عشق یعنی در کنارش حس آرامش کنی بوسه را پیوسته از لبهای او خو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعو...

بوے رفتن مے دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم براے اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت؛ سخت دلتنگم برای اخم و دعو...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط