{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت
سخت دلتنگم برای اخم و دعوا کردنت
عطرخوبی میزنی ازدر که بیرون میروی
دلخورم از این همه خود را فریبا کردنت
گفتم آیا خسته ای از زندگانی پیش من؟
سخت رنجیدم من از اینگونه حاشاکردنت
گفتمت میل سفر دارم تو گفتی صبر کن
خسته ام،دلخسته ازامروز و فرداکردنت
میشنیدم دیشب آن لحن پر ازافسوس را
صورت گریان و آن آه و دریغا کردنت
می هراسم از نگاه خیره تو سمت در
رنگ حسرت دارد آخراین تماشا کردنت
با زبان بی زبانی حرف خود را گفته ای
می روم دیگر نمیخواهم مدارا کردنت
دیدگاه ها (۳)

به باران ســـــپرده اموقت آمدنت …هـــوای کوچه را داشته باشد ...

نمی دانم چرا وقتی،دلم درگیر یاد توست،هوا دلگیر و بارانیست......

زیر باران شده ام خیس بگو صبر کنم یا بروم؟سایه ات چتر سرم نیس...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعو...

بوے رفتن مے دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم براے اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت؛ سخت دلتنگم برای اخم و دعو...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنتسخت دلتنگم برای اخم و دعوا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط