روزی عارفی
روزی عارفی
مردم را به دور خود جمع کرده بود
و از خدا برایشان سخن میگفت برایشان
از شریعت و طریقت و معرفت و
حقیقت سخن میگفت.
او مردم را آماده می کرد برای پاسخ به
سوالهایی که حضرت حق از آنها در
مورد حیاتشان در مورد دوستیهایشان
در مورد عبادت هایشان...نماز و
روزه هایشان ...و غیره خواهد پرسید....
درویشی که از آنجا می گذشت
رو به جماعت کرد و گفت:
حضرت حق حوصله پرسیدن
این همه سوال را ندارد
فقط یک سوال می پرسد و این است:
"من با تو بودم تو با که بودی؟"
مردم را به دور خود جمع کرده بود
و از خدا برایشان سخن میگفت برایشان
از شریعت و طریقت و معرفت و
حقیقت سخن میگفت.
او مردم را آماده می کرد برای پاسخ به
سوالهایی که حضرت حق از آنها در
مورد حیاتشان در مورد دوستیهایشان
در مورد عبادت هایشان...نماز و
روزه هایشان ...و غیره خواهد پرسید....
درویشی که از آنجا می گذشت
رو به جماعت کرد و گفت:
حضرت حق حوصله پرسیدن
این همه سوال را ندارد
فقط یک سوال می پرسد و این است:
"من با تو بودم تو با که بودی؟"
- ۱.۲k
- ۱۹ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط