{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود با سواد شویم

قرار بود با سواد شویم
یک عمر صبح زود بیدار شدیم...
لباس فرم پوشیدیم...
صبحانه خورده و نخورده...
خواب و بیدار...
خوشحال یا ناراحت ...
با ذوق یا به زور...
راه افتادیم به سمت مدرسه
قرار بود با سواد شویم
روی نیمکت های چوبی نشستیم
صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند
سیاه است را شنیدیم
با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم
و زنگ آخر که می خورد
مثل یک پرنده که در قفسش باز می شود
از خوشحالی پرواز کردیم
قرار بود با سواد شویم
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم
به ما دیکته گفتند
تا درست بنویسیم
گفتند
از روی غلط هایت بنویس
تا یاد بگیری،
ما نوشتیم و یاد گرفتیم
قرار بود با سواد شویم
از شعر گفتند...
از گذشته های دور گفتند...
از مناطق حاصل خیز گفتند...
از جامعه گفتند...
از فیثاغورث گفتند ...
از قانون جاذبه گفتند...
از جدول مندلیف گفتند...
استرس...
ترس...
نگرانی...
دلهره...
حرف مردم...
شب بیداری و تارک دنیا شدن
کنکور شوخی نداشت...
باید دانشجو می شدیم...
قرار بود با سواد شویم
دانشگاه و جزوه و کتاب و امتحان و نمره و معدل...
تمام شد
تبریک ...
حالا ما دیگر با سواد شدیم

اما.... زندگی از یادمان رفت
دیدگاه ها (۵)

قرار بود با سواد شویم....قرار بود با سواد شویم....یک عمر صبح...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

ترجمه بخشی از کنفرانس مطبوعاتی آلبوم «THIS & THAT»استری کیدز...

حقیقت پنهان پارت ۳ نامجون : زنده است ولی جین : ولی الان نمی‌...

نام رمان :قلب در تاریکی

Part 8 فلش بک به صبح روز بعد-+ هاااااام (خمیازه) میونگ چشماش...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط