{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخن از عشق بگو با دل ديوانه ي من

سخن از عشق بگو با دل ديوانه ي من
تا كه از عطر تو لبريز شود خانه ي من

شبي اي ماه به اين كلبه ي من پا بگذار
تا كه روشن شود از مهر تو كاشانه ي من

اي كه مضمون همه شعر و غزل هاي مني
مـبـر از يـاد غـزل هـاي صـمـيـمـانه ي من

هست عشقت به خدا هستي و دارايي دل
خـوش نـگهـدار تـو اين گـوهـر يـكدانه ي من

مي زنم ناله چنان مرغ شباهنگ مگر
تا به گوش ات برسد بانگ غريبانه ي من

آه! چون شمع فشاند گهر از ديده بسي
بـشـنـود آنـكه حـديـث دل ديـوانه ي من

سال ها گرچه گذشته ست ولي مانده هنوز
كوله بار غمت اي عشق بر اين شانه ي من

گرچه من مي روم اما به جهان خواهد ماند
به يقين تـا به ابد قـصـه و افـسـانه ي من...

❤️
دیدگاه ها (۰)

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی منتا که از عطر تو لبریز شود خا...

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی منتا که از عطر تو لبریز شود خا...

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی منتا که از عطر تو لبریز شود خا...

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی منتا که از عطر تو لبریز شود خا...

هست عشقت به خدا هستی و دارایی دل ... خوش نگهدار تو این گوهر ...

:هست عشقت به خداهستی و دارایی دل...خوش نگهدار تو اینگوهر یکد...

تو چرا می گریی ؟؟ غریبانه نریز این گوهر اشکت را ... من که ...

سخن از عشق بگوبا دل دیوانه ی منتا که از عطر تو لبریزشود خانه...

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی منتا که از عطر تو لبریز شود خا...

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی من ... تا که از عطر تو لبریز ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط