تو چرا می گریی ؟؟ غریبانه نریز این گوهر اشکت را ... من

تو چرا می گریی ؟؟ غریبانه نریز این گوهر اشکت را ... من که همیشه کنارتم نریز کوله بار غمت را من که نشکستمت پس چرا دلت شکست؟؟؟ ای بنده ی من .... گفتم دل به خودم ببند تا نگذارم احدی بارانی کند چشمان زیبایت را ...
دیدگاه ها (۱)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

عاشقانه های شبنم

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط