{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستش که به آب خورد...💧

دستش که به آب خورد...💧
یادش افتاد وصیت های علی را...🍃
"کنارش بمان...مظلوم تر از او نیست😔 "

چنان سراسیمه بازگشت که آب که هیچ دستهایش را هم جا گذاشت💔
دیدگاه ها (۵)

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۹: چای داغ و دل داغ‌ترجونگ‌کوک انگار فقط ...

وقتی نصف شب …

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

وقتی...(پارت سوم)

صدای دویدن هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات ناخودآگاه یک قدم به یون...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑥ترجیح دادم از لباسایِ قدیمیِ خودم بپوشم چون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط