پارت 8

ویو یونجون:
یونجون داشت توی جنگل قدم میزد که دید یکی داره راه میره..خواست بره سمتش چون از صبح خون نخورده بود ...وقتی بهش نزدیک شد تا بخوره اون ادمه رو دید اون تهیون... یونجون:تهیون..تو اینجا چیکار میکنی؟. تهیون:چیکارم میکنم به نظرت؟. یونجون:یکم مشخص تر باش که از درباری ...اگه نمیفهمیدم تویی تا الان خونت تموم شده بود. تهیون سری تکون داد و خواست بره که یونجون دستشو گرفت و گفت:فرشته هارو دیدی؟. تهیون:اره. یونجون:چه جوری از دستشو فرار کردی؟. تهیون:اونش به خودم مربوطه. یونجون چشم غره ای به تهیون رفت و ولش کرد. یونجون: من که بالاخره از کارت سر در میارم. تهیون پوز خندی زد و به راهش ادامه داد. با هم به سمت قصر رفتن...هرکدوم رفتن داخل اتاقشون... تهیون به این فکر کرد که اگه میگفت برای فرار از اون فرشته ها رفته به قبیله گرگینه ها...یونجون چه ری اکشنی نشون میداد. رفت به سمت میزش و کتاب جادوگری اش رو باز کرد تا در مورد دنیا های دیگه بخونه...توی کتاب نوشته بود گرگینه ها در ظاهر انسان هایی بسیار زیبایی هستند....و معمولا فقط در جنگ ها به شکل گرگینه در میان..چون قدرتشون خیلی زیاده...گرگ قبیله خزه ی سیاه داره و فرزند اون خزه ی سفید...و وقتی فرزندش جا نشین بشه...اگر بچه دار بشه...بچه اش خزه ی سیاه خواهد داشت و این ترتیب تا زمانی که نسلشون روی زمین هست ادامه داره...تهیون*الان یعنی بومگیو خزه سفیده یا سیاه*(وقتی * رو میزارم یعنی طرف داره فکر میکنه)..در ادامه نوشته بود که گرگینه ها قوی ترین قبیله اند....حتی از خون آشام ها قوی ترن..یکی از گرگینه ها میتونه 500 نفر از لشگر خون آشام هارو از بین ببره. تهیون با دیدن این جمله لرزی به تنش افتاد...یعنی بومگیو میتونست به راحتی تهیون رو قتل آم کنه....اما از قیافه اش معلومه که نمیدونه همچین قدرتی داره...."گرگینه ها تا 20 سالگی نمیتونن از قدرت هاشون برخوردار بشن و مثل یه بچه گرگ هستند...بی دفاع و ترسو"(وقتی " رو میزارم یعنی متن کتابه) تهیون*پس احتمالا بومگیو هنوز 20 سالش نشده* "گرگینه ها افراد وفاداری هستن...اگر عاشق کسی بشن تا ابد به اون فرد وفادار میمونن...گرگینه ها معمولا انسان هستند..زمانی به گرگینه تبدیل میشن..که در جنگ یا یک موقعیت خیلی خیلی بد گیر افتاده باشن..گرگینه ها زیر 15 سال توانایی گرگ شدن رو ندارن...در قبیله ی گرگینه ها احترام به رهبر گروه یکی از واجب ترین کار هاست....رهبر گروه بزرگ ترین گرگینه ی قبیله است....."تهیون چند صفحه جلو رفت تا تاریخچه ی قبیله ی گرگینه ها را ببیند."گرگینه ها ابتدا یه گروه 10 نفره بودند...بزرگ ترین انها..به چوی بزرگ معروف بوده است...چوی بزرگ قبیله را پایه گذاری کرد...بعد از فرزند و نوادگانش قبیله را هدایت میکنند"چوی بومگیو یک از نوادگان چوی بزرگ است"چوی بزرگ به بی رحمی معروف است..او تا به حال 2 بار به قبیله ی خون آشام ها حمله کردند"در کتاب تاریخ قبیله ی خون آشام ها گفته شده بود که دو جنگ بسیار سهمگین رخ داده که باعث تضعیف شدن قبیله شده....اگه نگفته اند که چه قبیله ای به انها حمله کرده است...اگر کسی در دربار کتاب های تاریخ مربوط به قبیله های دیگه را میخوان میفهمید که گرگینه ها به ما حمله کردند..."جنگ بین قبیله ی خون آشام ها و گرگینه ها باعث نابودی هر دو قبیله شد"... تهیون با گیجی صفحه ی بعد را باز کرد تا دلیلی نابودی قبیله ها را ببیند..اما صفحه ی بعد سفید بود... تهیون ان کتاب را بست و به فکر فرو رفت...اگر این راز را پیدا میکرد..قطعا سرنوشتش تغییر میکرد..
دیدگاه ها (۲۱)

این اواخر حمله‌ها به صداوسیما انقدر زیاد شده بود که سردار وح...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت سوم | کتاب قدیمیا.ت ...

معرفی شخصیت ها👇لی اتدختر خاندان لی و قبیله سلطنت خون‌آشامی (...

♨️باراک راوید، خبرنگار آکسیوس یه تحلیل کرده و گفته : 🔹ترامپ ...

تک پارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده تهیونگ بزرگ ترین رئس...

واکنش شقایق نوروزی فعال اپوزیسیون به پیام رضا پهلوی و اظهارت...

⭕️محقق‌ها کشف کردن که دو گروه بزرگ مورچه در نزدیکی سن‌دیگو د...

ریل ترین لیسا

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p57بعد از چند ثانیه گفت:«از وقتی یادت میا...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط