شب های زیادی بی تو می‌گذرد اما فکرت مرا در خود میکشد ،

شب های زیادی بی تو می‌گذرد اما فکرت مرا در خود میکشد ،
گاه هم به یاد می آورم آن چال روی صورتت را که میخواهم در آن جان بدهم...
داستان ما مثل لیلی و مجنون یا دیو و زیبا یا هزاران داستان عاشقانه با اموضوعی بی نظیر نیست..
میدانی زیبای من ؟
میدانی داستان ما فقط داستان یکنفر است که در آن فقط من در بند توعم
تو هم کاری نمیتوانی بکنی ، هیچکس نمی‌تواند ،
هنوز تو را دقیق به یاد دارم اما صدایت خیلی محو در گوشم مانده ،
ای کاش یکبار دیگر با من مکالمه ای به کوتاهی مرگ سنجاقک و به بزرگی دریا داشته باشی.
آن وقت تمام کلمات و جملات و حروفات و آن روز را به همراه صدایت در ذهنم مرور میکنم ،
گاه به این فکر میکنم که چقدر زیبا بود آن لحظه های کنار هممان ، اما آیا برای تو هم اینقدر پر معنی بودند؟
یا فقط برایت دستی ساده و شوخی ای بی مزه و حرف های کسل کننده بودند؟
یا بغلی بی اهمیت؟
اما اینقدر ها هم مهم نیست چون در هر حال مرا رویایی نیست جز تو و تو بی من و با من فرق نداری و همانی هستی که بودی...
اما کاش دنیا به جهتی دیگر می‌چرخید ،،،
مگر نه ؟
☆. ✰
دیدگاه ها (۳۸)

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

‌ ‌ ﮲ 📜 ‌‌٬ ‌تو را که دیدم؛ عاشق روزهای افتابی شدم،و منی که ...

زن‌ها عجیبند...از گلدان، گل می‌سازنداز یک فنجان چای، آرامشاز...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــونقسمــت بیســت و دومسـوم سپتـ...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط