{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمویم گفت: چه جوری به مدرسه می روی؟

عمویم گفت: چه جوری به مدرسه می روی؟
گفتم: با اتوبوس
پوزخندی زد و گفت: من وقتی به سن تو بودم ده کیلومتر پیاده می رفتم.
عمویم گفت: چقدر بار را می توانی بلند کنی؟
گفتم: یک گونی برنج...
پوزخندی زد و گفت: من وقتی هم سن تو بودم یک گاری را به حرکت در می آوردم و یک گوساله را بلند می کردم.
عمویم گفت: تا حالا چند بار دعوا کرده ای؟
گفتم: دو بار و هر دو بار هم کتک خوردم.
پوزخندی زد و گفت: من وقتی هم سن تو بودم هر روز دعوا می کردم و هیچ وقت هم کتک نمی خوردم.
عمویم گفت: چند سالته؟
گفتم: نه سال و نیم.
بادی به غبغب انداخت و گفت: من وقتی سن تو بودم ده سالم بود!

👤شل سیلور استاین
دیدگاه ها (۱)

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

نام فیک:«دیــداریـــــی عجیب»(پارت:2)ـــــــــــــــــــــــ...

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

پارت ۱۳

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو رینا___سه ماه از رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط