وقتی به جهل جوانی بانک بر مادر زدم،

وقتی به جهل جوانی بانک بر مادر زدم،
دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت:
مگر خُردی فراموش کردی که درشتی می کنی؟
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش, چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن...
گر از عهد خردیت یاد آمدی,
که بیچاره بودی در آغوش من...
نکردی درین روز بر من جفا,
که تو شیر مردی و من پیر زن...
دیدگاه ها (۱۴)

وقتی به جهل جوانی بانگ بر #مادر زدم، #دل_آزرده به کنجی نشست ...

گر از عهد خردیت یاد آمدی که بیچاره بودی در آغوش من نکردی در...

#شان_و_مقام_زن🌼قدرشناسی🌼🍃 فرزندان پاک و شایسته و سعادتمند پی...

چو بخت عرب بر عجم چیره شد *** همی بخت ساسانیان تیره شد پ...

ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلاپرواز کن به ذروهٔ ایوان کبری...

پس از رَمی آخرین بت بی‌درنگ قربانی کن...! و اکنون در منی‌یی،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط