حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...
و قلمی که خشکیده! و سرمایی که بند بند وجودم را سردکرده است...
... حواست به روزهایم نیست!
مات مانده ام بین واژه هایی که هر چه جا به جایشان میکنم
باز حالم را توصیف نمیکند...
و حرفهای ناگفته ای که مغز استخوانم را می سوزاند.
 بیشتر از آنچه سزاوارش باشم
بهم صدمه زدی
فقط به خاطر اینکه
بیشتر از آنچه سزاوارش باشی
عاشقت بودم
دیدگاه ها (۳)

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

حال امروز منبغضیست که نفس گیر شدهو قلمی که خشکیدهو سرمایی که...

ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺎﯾﺩ ﮔﻔﺖ : ﻋﺰﯾـﺰﻡ ﺭﯾﺎﺿﯿـﻢ ﺿﻌﯿﻔـﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺁﺩﻡ ﺣﺴـﺎﺑﺖ...

____[Stirring Ashes]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط