حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...
حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...
و قلمی که خشکیده! و سرمایی که بند بند وجودم را سردکرده است...
... حواست به روزهایم نیست!
مات مانده ام بین واژه هایی که هر چه جا به جایشان میکنم
باز حالم را توصیف نمیکند...
و حرفهای ناگفته ای که مغز استخوانم را می سوزاند.
بیشتر از آنچه سزاوارش باشم
بهم صدمه زدی
فقط به خاطر اینکه
بیشتر از آنچه سزاوارش باشی
عاشقت بودم
و قلمی که خشکیده! و سرمایی که بند بند وجودم را سردکرده است...
... حواست به روزهایم نیست!
مات مانده ام بین واژه هایی که هر چه جا به جایشان میکنم
باز حالم را توصیف نمیکند...
و حرفهای ناگفته ای که مغز استخوانم را می سوزاند.
بیشتر از آنچه سزاوارش باشم
بهم صدمه زدی
فقط به خاطر اینکه
بیشتر از آنچه سزاوارش باشی
عاشقت بودم
- ۴.۸k
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط