حال امروز من

حال امروز من

بغضیست که نفس گیر شده

و قلمی که خشکیده

و سرمایی که بند بند وجودم را سِرکرده است

حواست به روزهایم نیست لعنتی

مات مانده ام....

بین واژه هایی که هر چه جا به جایشان

میکنم....

باز حالم را توصیف نمیکند

و حرفهای ناگفته ای که

مغز استخوانم را میسوزاند!!!!!
دیدگاه ها (۱)

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

تکپارتی ` ~ آقازاده ~

پارت ۲۷سرمای دیوار از پشت به کتف و سرش وارد میشد و از جلو تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط