بی تو من مثـال همان شهری میشومــ

بی تو من مثـال همان شهری میشومــ
ڪه ساڪنینش سال‌هاست آن را ترڪ ڪرده‌اند!
هـمان شـهـری ڪه زمزمه‌ی غــم ؛
از تـمام دیوارهای قـدیمی‌اش به ڪَوش می‌رسد

ڪَر قیامت قِصه باشد، من ڪجا بینم تو را؟
دیدگاه ها (۲۱۲)

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️[پارت معرفی]آکادمی‌ای قدیمی و اشرافی که دا...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

⁨ همه‌ی داستان‌های حماسی تاریخ، یه قهرمان دارن…وقتی صحبت از ...

با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...ما دیگر ...

موسیقی

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط