پارت ۱
پارت ۱
ساعت ۱۱ و ۴۶ دقیقه شب_جونگکوک:
مثل هر شب تو کلابی بودم که کیم بهم خیانت کرده بود و با یسری از دوستام جمع شده بودیم و کُوک "مخفف کوکائین" میزدیم.اخرین خط هم اِسنیف کردم و نمیدونم چیشد بحث کشید به کیم و منم با اون حال خوشم بخاطر کوکائین شروع کردم به مسخره کردن خودش و عشقی که به هم داشتیم.اون وسط مسطا کیم چقدر از من و دوستام فحش خورد.دیگه اخرای دورهمی بود و یکی یکی دوستام رفته بودن و فقط من بودم که اثر کوکائین رفته بود و حالم خوش نبود پس تصمیم گرفتم برم خونه و یکم گیتار بزنم.تو راه خروج از کلاب کیم رو دیدم که جلوی درب ورودی ایستاده بود.نگاهش یجوری بود که انگار پشیمون بود ولی نه.من قرار نیست گولش رو بخورم.چند ثانیه ای همینطور با نفرت بهش خیره شدم.
ساعت ۱۱ و ۴۶ دقیقه شب_جونگکوک:
مثل هر شب تو کلابی بودم که کیم بهم خیانت کرده بود و با یسری از دوستام جمع شده بودیم و کُوک "مخفف کوکائین" میزدیم.اخرین خط هم اِسنیف کردم و نمیدونم چیشد بحث کشید به کیم و منم با اون حال خوشم بخاطر کوکائین شروع کردم به مسخره کردن خودش و عشقی که به هم داشتیم.اون وسط مسطا کیم چقدر از من و دوستام فحش خورد.دیگه اخرای دورهمی بود و یکی یکی دوستام رفته بودن و فقط من بودم که اثر کوکائین رفته بود و حالم خوش نبود پس تصمیم گرفتم برم خونه و یکم گیتار بزنم.تو راه خروج از کلاب کیم رو دیدم که جلوی درب ورودی ایستاده بود.نگاهش یجوری بود که انگار پشیمون بود ولی نه.من قرار نیست گولش رو بخورم.چند ثانیه ای همینطور با نفرت بهش خیره شدم.
- ۶.۱k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط