🍁 خدایا خواستم دل نوشته ای برایت بنویسم اما چه بنویسم که
🍁 خدایا خواستم دل نوشته ای برایت بنویسم اما چه بنویسم که تو از راز درونم خبر داری و حس درونم را می دانی ٬ از چه بگویم که همه دلواپسی هایم را تک تک می دانی .
از درد هر روزه ام بگویم که تو بر آن آگاهی یا از دلتنگی هایم که خود بر آن واقفی از خستگی های روزانه ام درد دل کنم یا از تنهایی های شبانه ام بگویم که تو در تمام لحظه لحظه شب و روزم حضوری پررنگ داری.
خدایا ! می دانم هستی چون عطر حضورت را همیشه حس می کنم و در بی کسی هایم یادت آرامم می کند.
خدایا ! می دانم هستی چون وقتی کسی دلم را می شکند تکه های آن را تو به هم می چسبانی.
خدایا ! وقتی از همه کس و همه چیز و همه جا ناامید شدم تو بودی که چشمه های امید را در سراسر وجودم فوران دادی و مرا دوباره به خود باز گرداندی.
خدایا ! می دانم هستی چون همیشه مهربانیهایت را به من ارزانی داده ای و عشق بی مثالت را نثارم کردی .
خدایا ! می دانم هستی چون هق هق گریه هایم را تنها تو می شنوی و اشکهایم تنها با یاد تو پاک می شود.
می دانم هستی چون هر بار که دری را از روی نادانی و جهل بسته ام تو برایم باز کرده ای و مرا دوباره فرا خوانده ای.
خدایا ، میدانم .
از درد هر روزه ام بگویم که تو بر آن آگاهی یا از دلتنگی هایم که خود بر آن واقفی از خستگی های روزانه ام درد دل کنم یا از تنهایی های شبانه ام بگویم که تو در تمام لحظه لحظه شب و روزم حضوری پررنگ داری.
خدایا ! می دانم هستی چون عطر حضورت را همیشه حس می کنم و در بی کسی هایم یادت آرامم می کند.
خدایا ! می دانم هستی چون وقتی کسی دلم را می شکند تکه های آن را تو به هم می چسبانی.
خدایا ! وقتی از همه کس و همه چیز و همه جا ناامید شدم تو بودی که چشمه های امید را در سراسر وجودم فوران دادی و مرا دوباره به خود باز گرداندی.
خدایا ! می دانم هستی چون همیشه مهربانیهایت را به من ارزانی داده ای و عشق بی مثالت را نثارم کردی .
خدایا ! می دانم هستی چون هق هق گریه هایم را تنها تو می شنوی و اشکهایم تنها با یاد تو پاک می شود.
می دانم هستی چون هر بار که دری را از روی نادانی و جهل بسته ام تو برایم باز کرده ای و مرا دوباره فرا خوانده ای.
خدایا ، میدانم .
- ۸.۲k
- ۳۰ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط