{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دگر از درد تنهایی... به جانم یار می باید

دگر از درد تنهایی... به جانم یار می باید
دگرتلخ است کامم...شربت دیدار می باید
زجام عشق او مستم ...دگر پندم مده ناصح ...نصیحت گوش کردن را دل هشیار می باید
مرا مید بهبودی نماندست . ای خوش آن روزی که می گفتم :
علاج این دل بیمار می باید ❣
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم، شربت...

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم، شربت...

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم، شربت...

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم، شربت...

. دگر از دردتنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم،شربت...

عشق من

سکوت عشق

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم، شربت...

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم، شربت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط