{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
دگر از درد
تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم،شربت دیدار می‌باید
ز جام عشق او
مستم، دگر پندم مده ناصح!
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید
مرا امید بهبودی
نماندست،ای خوش آن روزی
که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید
بارها
ورزیدم عشق، اما جنونش را
نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید
دیدگاه ها (۳)

من پر از دردم بیا ،یڪ ذره دلدارے بدهفصل پایانے به این دورے ا...

گاهے اگر یادم ڪنے، دل مے دهم بر یاد توقلبم تورا میخواهد و سر...

وقتی میخندی ، مثل رویاییکاش خودت می دیدی که چقدر زیباییاوج م...

ندانی توبا روزگارم چه کردیبه شام ودل بیقرارم چه کردیبیا بین ...

تودرون قلب من فرمان روایی دگر مثلت نیست غیر آغوش تو هرجا برو...

این آهنگ داره به زبون خودش میگه منم می‌خوام به زبون خودم بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط