{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

😍😌 مثلاً خانمِ خانه ات شده باشم و مثلاً تو مردِ زندگی ام

😍😌 مثلاً خانمِ خانه ات شده باشم و مثلاً تو مردِ زندگی ام باشی !
من با تمامِ ذوقم برایِ آمدنت ، خانه را مرتب کنم و شامِ مورد علاقه ات را با عشق و ظرافت ، آماده کنم
غروب که شد موهایم را برایِ نوازشِ دستانِ مردانه ات شانه کنم ، رژِ زرشکی و عطرِ همیشگی ام را بزنم ، لباسِ آبی و دلبرانه ای که تو دوستش داری بپوشم و با یک بغل عشق و مهربانی ، مشتاقانه منتظرِ آمدنت بنشینم
تو خسته از سرِ کار برگردی ، در را باز کنی و مرا با تمامِ شیطنتم پشتِ چهار چوبِ در ببینی و وقتی خودم را کودکانه به آغوشت انداختم تمامِ خستگیِ کار از تنت بریزد
مثلاً رو به رویت بنشینم و آنقدر شعر بخوانم و حرف بزنم که حوصله ات سر برود اما در برابرِ شیرین زبانی ام جراتِ اعتراض نداشته باشی ، سیاست به خرج دهی و با یک بوسه ی عاشقانه ، دهانم را ببندی
مثلاً آلیسِ قصه ها باشم و مثلاً با مردانگی و حرف هایِ قشنگت ، خانه را سرزمینِ عجایبم کنی
مثلاً هرچه لواشک و خوراکیِ محبوبِ من است ، تویِ جیب هایت بریزی و هر شب که رویِ زانوهایت می نشینم ، برایم ادایِ شعبده بازها را در بیاوری و من کلی ذوق کنم و با همان لب هایِ لواشکی و تُرشم تو را محکم ببوسم و کلی هم قربان صدقه ی شخصیتِ ویژه و مردانگی ات بروم
مثلا سینه هایِ محکم و ستبرت ، دلخوشیِ شبانه ام باشد
شب ها ، کودکانه تویِ آغوشِ امن و آرامت جا خوش کنم و بازوهایِ مردانه ات درد بگیرد ، اما به صورتِ معصوم و چشم هایِ خوابم که نگاه کردی ، دلت نیاید بیدارم کنی و بالشِ نرم و آرامِ مرا پس بگیری
مثلاً قرار باشد مادرِ بچه ات باشم ، تو دعوایم کنی تا کمتر شیطنت کنم و به زورِ اخم هایِ پدرانه ات کمی آرام و قرار بگیرم و معمولی باشم
مثلاً مراقبم باشی و برایم میوه پوست بگیری و اجازه ندهی دست به سیاه و سفید بزنم ، نگذاری آب تویِ دلم تکان بخورد و هرچه که خواستم ، از زیرِ سنگ هم شده برایم پیدا کنی تا مبادا چشمِ بچه مان لوچ شود
مثلاً من به عشقِ تو و دخترکمان حسودی کنم و لج باز شوم
دختری که زیبایی و شیطنتِ مرا به طرزِ شگفت انگیزی با خودش دارد
دختری که استعدادِ عجیبِ تو را به ارث برده و خوب می داند چطور منِ مغرور را دق بدهد
تنها کسی که شبیهِ من است و ارزشش را دارد که تو با تمامِ مردانگی و وقارت ، عاشقش باشی
خوش به حالِ دخترمان که بهترین بابایِ دنیا را دارد !
قول بده میانِ دلبری هایِ کودکانه اش مرا فراموش نکنی و گاهی هم یواشکی بابایِ من باشی
قول بده تا آخرِ دنیا ، اول از همه مرا بخواهی
قول بده هرچقدر هم که بزرگ شدم ، باز هم مراقبم باشی
قول بده ... !
دیدگاه ها (۱)

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت دو 𓆪 🖤🥀ات چند لحظه ساکت به جیمین خی...

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

۳۱ سالگیت مبارک نور من جیمین من🌙💜تو زیباترین نوری هستی که شب...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

پروانه جان

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط