چشم مستت از غزل

چشم مستت از غزل
دیوانه می سازد مرا
مستیت در شاعری
افسانه می سازد مرا
راز عشقت با کسی
هرگز نمی گویم بدان
گرچه می دانم غمت
غمخانه می سازد مرا🌹 🌹 🌹 🌹

مه نجویم، مه مرا روی تو بس
گل نبویم، گل مرا بوی تو بس

عقل من دیوانهٔ عشق تو شد
بندش از زنجیر گیسوی تو بس

اشک من باران بی‌ابر است لیک
ابر بی‌باران خم موی تو بس

آینه از دست بفکن کز صفا
پشت دست آئینهٔ روی تو بس

رنگ زلفت بس شب معراج من
قاب قوسینم دو ابروی تو بس

طالب ظل همائی نیستم
سایهٔ دیوار در کوی تو بس

آسمان در خون خاقانی چراست
کاین مهم را نامزد خوی تو بس


خاقانی
دیدگاه ها (۳)

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

مه نجویم ، مه مرا روی تو بسگل نبویم ، گل مرا بوی تو بسعقل من...

چشم مستت از غزڸ دیوانہ می‌سازد مرا!مستیت در شاعــرےافسانہ می...

.چشم مستت از غزل دیوانہ می سازد مرامستیت در شاعرے ...

چشم مستت از غزل دیوانه می سازد مرا مستیت در شاعری ...

چشم مستت از غزل دیوانه می سازد مرامستیت در شاعری ...

چشم مستت از غزڸ دیوانہ می‌سازد مرا!مستیت در شاعرےافسانہ می‌س...

چشم مستت از غزڸ دیوانہ مي‌سازد مرا!مستیت در شاعرےافسانہ مي‌س...

چشم مستت از غزڸ دیوانہ می‌سازد مرا!مستیت در شاعرےافسانہ می‌...

چشم مستت از غزل دیوانه می سازد مرامستیت در شاعری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط