خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

طاقت بار فراق این همه ایامم نیست

خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد

سرمویی.به‌غلط‌درهمه‌اندامم‌نیست
دیدگاه ها (۱۴)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

طنینِ خشمِ نود میلیون؛ پایانِ عصرِ غارتهمراهِ گرامی، این قطع...

💠الغیبة للنعمانی:( نقل به مضمون) پشتش دو خال است؛ یکی به رنگ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

مومو بقیه میرن بالا پشت بوم و میزوکی رو میزارن یه گوشه هیراگ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

#حکایت_قدیمی 🌿 حکایت ملانصرالدین و ارزن روی طنابروزی روزگاری...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط