زندان گرفته

زندان گرفته
حتی صدای مرد زندان ‌بان گرفته
حتی زنی بد
از ساحتش بوی خوش ایمان گرفته
زنجیر و پابند
از استخوان‌هایش توان و جان گرفته
مثل مدینه
مولای ما انگشت بر دندان گرفته
هر تازیانه
با کینه از پهلوی او تاوان گرفته
از سفره‌ی او
دشمن سه روزی هست آب و نان گرفته
اما به‌ جایش
هر نیمه‌شب روی سرش قرآن گرفته
ذهنم دوباره
حال و هوای روضه‌ای عطشان گرفته
آتش کشیدند
آتش بمیرم معجر و دامان گرفته
شام غریبان
گوشه به گوشه بارش باران گرفته
رقّاص شامی
آسایش از یک کاروان مهمان گرفته
عمامه‌ای را
خاکستری پر شعله و‌ سوزان گرفته
نی غرق نور است
انگار خولی نیزه‌ای تابان گرفته
بابا کجایی؟؟
با نام بابا یک سه ساله جان گرفته

لَبَیْکْ یاحُسِینـــــــــــــــــــ
http://line.me/ti/p/%40nua8379x

https://telegram.me/labayk_ya_hossin
دیدگاه ها (۶)

.زندان گرفته / حتی صدای مرد زندان‌بان گرفتهحتی زنی بد / از س...

از طعنه های دشمن نادان چه می‌کشیدبین کویر، حضرت باران چه می‌...

امان از دل زينب(س) آنكس كه مارا نورُ كُم واحد نوشته آب و گ...

بحر طویل زیبای امام زمان(عج):عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم...

حضرت رقیه (س) در مقاتلوارث: در کتاب «عوالم العلوم» و بعضی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط