.

.
زندان گرفته / حتی صدای مرد زندان‌بان گرفته
حتی زنی بد / از ساحتش بوی خوش ایمان گرفته
زنجیر و پابند / از استخوان‌هایش توان و جان گرفته
مثل مدینه / مولای ما انگشت بر دندان گرفته
هر تازیانه / با کینه از پهلوی او تاوان گرفته
از سفره‌ی او / دشمن سه روزی هست آب و نان گرفته
اما به‌جایش / هر نیمه‌شب روی سرش قرآن گرفته
ذهنم دوباره / حال و هوای روضه‌ای عطشان گرفته
آتش کشیدند / آتش بمیرم معجر و دامان گرفته
شام غریبان / گوشه به گوشه بارش باران گرفته
رقّاص شامی / آسایش از یک کاروان مهمان گرفته
عمامه‌ای را / خاکستری پر شعله و‌ سوزان گرفته
نی غرق نور است / انگار خولی نیزه‌ای تابان گرفته
بابا کجایی؟؟ / با نام بابا یک سه ساله جان گرفته....
#شیعه
دیدگاه ها (۳)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

زندان گرفتهحتی صدای مرد زندان ‌بان گرفتهحتی زنی بداز ساحتش ب...

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

#لب_تشنه ها ما بین دو #دریا ... سه نقطهسرهایشان از تن جدا ام...

#شام_غریبانعالم همه محزون و پریشان حسین استشام است ولی شام غ...

تو رفتی کربلا روی سرم یکباره ویران شدخودم دیدم ز روی تل که ج...

از طعنه های دشمن نادان چه می‌کشیدبین کویر، حضرت باران چه می‌...

امشب که شب شام غریبان حسین استبا فاطمه هم ناله یتیمان حسین ا...

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

ای راوی تمام مقاتل چه میکنی در جنگ علیه جبهه ی باطل چه میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط