در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت

در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه هاست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
مجموعه شعر: #طوفان_واژه_ها #سید_حمیدرضا_برقعی
دیدگاه ها (۳)

باز اين چه شورش است كه در جان "واژه" هاست شاعر شكست خورده ي...

بازین چه شورش است که در جان واژه هاستشاعر شکست خورده طوفان و...

غروب فرشچیان

با اشڪ‌هاش دفتر خود را نمور ڪرد ذهنش ز روضه‌های مجسم عبور ڪر...

طولانیه؛ اما واقعا زیباست... اگر وقت دارید حتما بخونید دوستا...

دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند

📢در آستانه اربعین حسینی و به یاد استاد فرشچیان ببینید: ✍️دار...

***روز شمار تا محرم 56 روز مانده یعنی کمتر از 2ماه**** آنان ...

◾در هر غزل که قافیه را "در" گذاشتمآن را کنار پهلوی مادر گذاش...

◼◼در هر غزل که قافیه را "در" گذاشتمآن را کنار پهلوی مادر گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط