{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

◾در هر غزل که قافیه را "در" گذاشتم

◾در هر غزل که قافیه را "در" گذاشتم
آن را کنار پهلوی مادر گذاشتم
دیدم چقدر بیت غریب است بی کس است
بندی به دست و بازوی حیدر گذاشتم
می خواستم ز کوفه ی نامرد دم زنم
تیغی به روی فرق مطهر گذاشتم
وقتی که نوبت حسن مجتبی رسید
او را کنار کینه ی همسر گذاشتم
حالا رسیده شعر حوالی کربلا
این روضه را دوباره من از"سر"گذاشتم
"گفتم مگر به گریه دلی مهربان کنم"
بر روی دست ،حضرت اصغر گذاشتم
مضمون درد بود و ورق پاره پاره شد
بر زیر نیزه ی قلم، اکبر گذاشتم
یاری نمانده است اباالفضل پس کجاست؟
او را برای لحظه ی آخر گذاشتم
او رفت و انتظار پریشان خیمه را
با بهت کودکانه برابر گذاشتم
"وقتی کنار درکش کوه از کمر شکست"
در کام تشنه، لفظ برادر گذاشتم
آقا مرا ببخش که وقتش رسیده است
ناچار بر گلوی تو خنجر گذاشتم
آقا مرا ببخش نمانده ست یاوری
شرمنده پای خیمه ات اخگر گذاشتم
دیگر نمانده است کسی شام رو به روست
داغی به قلب خسته ی خواهر گذاشتم
احیای نیزه هاست و فریاد بالحسین
بر رأس نیزه مصحف پرپر گذاشتم
باقی روضه را بگذارید بگذرم
آن را برای مجلس دیگر گذاشتم
دیدگاه ها (۱)

#in_your_eyespart_78ویو جونگ کوکچند ساعت گذشته بود...اما حتی...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

آخرین باری که باهات خداحافظی کردم بهت گفتم که قول بده زود زو...

پارت ۱۰آن شب، نخوابیدم. عکسِ پدرم را بارها و بارها نگاه کردم...

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۱" در آغوش رویای آبی ات "...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

ددی خشن من

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط