{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من بی کس تنها شده ، یارا تو بمان

با من بی کس تنها شده ، یارا تو بمان

همه رفتند از این خانه ، خدا را تو بمان

من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی ام

تو همه بار و بری ، تازه بهارا تو بمان

داغ و درد است همه نقش و نگار دل من

بنگر این نقش به خون شسته ، نگارا تو بمان

زین بیابان گذری نیست سواران را، لیک

دل من خوش به فریبی است ، غبارا تو بمان

هـر دم از حلقه ی عشاق پریشانی رفت

به سر زلف بتان ، سلسله دارا تو بمان

شهریارا ، تو بمان بر سر این خیل یتیم

پدرا ، یارا ، اندوه گسارا ، تو بمان

سایه در پای تو چون موج چه خوش زار گریست

که سر سبز تو خوش بـاشد ، کنارا تو بمان
دیدگاه ها (۱)

سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چهزنده باشیم و همه روضه بخوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط