{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من بی کس تنها شده ، یارا تو بمان

با من بی کس تنها شده ، یارا تو بمان

همه رفتند از این خانه ، خدا را تو بمان

من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی ام

تو همه بار و بری ، تازه بهارا تو بمان

داغ و درد است همه نقش و نگار دل من

بنگر این نقش به خون شسته ، نگارا تو بمان

زین بیابان گذری نیست سواران را، لیک

دل من خوش به فریبی است ، غبارا تو بمان

هـر دم از حلقه ی عشاق پریشانی رفت

به سر زلف بتان ، سلسله دارا تو بمان

شهریارا ، تو بمان بر سر این خیل یتیم

پدرا ، یارا ، اندوه گسارا ، تو بمان

سایه در پای تو چون موج چه خوش زار گریست

که سر سبز تو خوش بـاشد ، کنارا تو بمان
دیدگاه ها (۱)

با من بی کس تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ر...

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ...

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ...

با من بی کس تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ر...

تو بمانبا من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خا...

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا...

با من بی کَس تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ...

با منِ بی کسِ تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا...

♨ ️شعر هوشنگ ابتهاج برای استاد #شهریار: با من بی‏کس تنها شد...

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند ازین خانه، خدا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط