سالی درراه است سالی پربرکت سالی که اگرخواهی نیست درآن حسر

سالی درراه است سالی پربرکت سالی که اگرخواهی نیست درآن حسرت برف ها آب شدندغصه ها ازمادور یک دل خوش دارم که شده سنگ صبور تودراین خانه تکانی بتکان هرچه ازدردحکایت می کرد بگذار پاک شوی ازغم ها خالی شوی ازدوده ی درد
دیدگاه ها (۳)

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

سالی در راه استسالی پر برکتسالی که اگر خواهینیست در آن حسرتب...

یا مُقلّبَ القلوبِ و الأبصاریا مُدبِّرَ اللیلِ و النَّهار یا...

بعضی‌ها را هرچه قدر بخوانی… خسته نمی‌شوی!بعضی‌ها را هرچه قدر...

سالی گذشت و زمین گشت در مدار تو, اما نداشت خاتمه ای انتظار ت...

امروز ....جارو برداشته ام افتاده ام به جان دلمو دلم را حسابی...

امروز ....جارو برداشته ام افتاده ام به جان دلمو دلم را حسابی...

درد و دل یک دختر (طنز)دختری هستم به سن سی و سه فار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط