{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را
که تسکین می‌دهد چشمت غم جانسوز تب‌ها را
بخوان! با لهجه‌ات حسّی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک‌ نفس پُر کن به هم نگذار لب‌ها را
به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم؟
تو واجب را به جا آور رها کن مستحب‌ها را
دلیلِ دل‌خوشی‌هایم! چه بُغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟... نمی‌فهمم سبب‌ها را
بیا این‌بار شعرم را به آداب تو می‌گویم
که دارم یاد می‌گیرم زبان با ادب‌ها را
غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر
برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب‌ها را
دیدگاه ها (۵)

امشب دلم را می تکانم پیش پایت چیزی ندارم من بجز این دل برایت...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

اتاق بسته و دری که تکیه گاه می شودز پشت پرده کوچه ای که راه ...

تو را دوست دارم، ولی رو نکردم فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم نگفت...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

.به یک پلک تو می‌ بخشم تمام روز و شب‌ ها راکه تسکین می‌ دهد ...

به یک پلک تـو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشم...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

عاشقانه

به یک پلک تو می بخشم تمام روزها و شبها راکه تسکین می دهد چشم...

به یک پلک تـــو مـی‌بخشم تمـــام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌د...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط