{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
دیدگاه ها (۱)

شعر ماندن زمزمه کردی برایم، رد شدیدر هوایت تا که دیدی مبتلای...

نگیر فاصله از من ، بیا کنارم باشاسیر فصل خزانم ، بیا بهارم ب...

بی تو من پنجره ای سردم و بی تصویرممثل یک خانه ی متروکه فقط د...

جمعه ها دلتنگی قلبم دو چندان میشودپیش چشمم زندگی بدتر ز زندا...

From Hatred to My Love

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

"شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد                                ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنـده زاد و فـریبــا بمیــردشب...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنـده زاد و فـریبــا بمیــردشب...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ, ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ ت...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنـده زاد و فـریبــا بمیــردشب...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنـده زاد و فـریبــا بمیــردشب...

شنيدم كه چون قوي زيبا بميردفريبنده زاد و فريبا بميردشب مرگ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط