{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستور بده شاعر چشمان تو باشم

دستور بده شاعر چشمان تو باشم
مجبور كه نه ...گوش به فرمان تو باشم

بوسیدن تو جرم شد و فکر قصاصم
محكوم شدم "نجمه ى" زندان تو باشم

جانم شدی و عشق شود مسئله ى ما
عید ست اگر مست به قربان تو باشم

خورشيد منى بر همه عمرم تو بتابى
ای کاش که من شمع شبستان تو باشم

بيمار شدم زود بیا تا که نمیرم
یا مرگ ویا در پى درمان تو باشم

دردت بكشم تا كه غمى در تو نبينم
با برگ وفا چتر به باران تو باشم

ايام به كام دل تو شاد نوازد
من رقص كنان شعر و غزلخوان تو باشم

روزى برسد وعده ى فال تو بگيرم
آنروز دَهَم سر که به دامان تو باشم




♥️ℒℴνℯ♥️
♡⇨♥️⇦♡
دیدگاه ها (۱)

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه، گوش به فرمان تو باش...

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه ...گوش به فرمان تو ب...

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه ...گوش به فرمان تو ب...

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه ...گوش به فرمان تو ب...

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه ...گوش به فرمان تو ب...

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه ...گوش به فرمان تو ب...

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه ...گوش به فرمان تو ب...

دستور بده شـــاعــر چشمان تو بــــاشممجبور که نه ...گوش به ف...

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه ...گوش به فرمان تو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط