{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#طنز_در_جبهه

#طنز_در_جبهه
اومده بود مرخصي بگيره ، يه نگاهي بهش کرد ، گفت : " ميخواي بري ازدواج کني ؟ "
گفت :
" بله ميخوام برم خواستگاري "
- خب بيا خواهر منو بگير !
گفت :
" جدي ميگي آقا مهدي " - به خانوادت بگو برن ببينن اگر پسنديدن بيا مرخصي بگير برو !
اون بنده خدا هم خوشحال دويده بود مخابرات تماس گرفته بود !
به خانوادش گفته بود :
" فرمانده ي لشکرمون گفته بيا خواهر منو بگير ، زود بريد خواستگاريش خبرشو به من بديد ! بچه هاي مخابرات مرده بودن از خنده!
پرسيده بود :
" چرا ميخنديد؟ خودش گفت بيا خواستگاري خواهر من ! "
گفته بودن :
" بنده خدا آقا مهدي سه تا خواهر داره، دوتاشون ازدواج کردن ، يکيشونم يکي دوماهشه !! "
#شهید_مهدی_زین_الدین
#شهدا
دیدگاه ها (۴)

اومده بود مرخصی بگیره ، یه نگاهی بهش کرد ، گفت : میخوای بری...

.مرخصی .طنز جبهه.ازدواج...اومده بود مرخصی بگیره ، یه نگاهی ب...

اومده بود مرخصی بگیره ، یه نگاهی بهش کرد ، گفت : " میخوای بر...

اومده بود مرخصي بگيره ، يه نگاهي بهش کرد ، گفت : " ميخواي بر...

اومده بود مرخصی بگیره ، یه نگاهی بهش کرد ، گفت : " میخوای بر...

مرخصی.اومده بود مرخصی بگیره ، یه نگاهی بهش کرد ، گفت :" میخو...

اومده بود مرخصي بگيره، يه نگاهي بهش کرد، گفت: ميخواي بري ازد...

^^^ کی گفته شهدا اهل شوخی و خنده نبودن??? 1_ اومده بود مرخصی...

اومده بود مرخصی بگیره ، یه نگاهی بهش کرد ، گفت : " میخوای بر...

السلام علیک یا حجت الله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط