امشب دلم خیلی خیلی هوای گریه داشت . با تلنگر قطره های بار

امشب دلم خیلی خیلی هوای گریه داشت . با تلنگر قطره های باران بر

پنجره اتاق دلتنگی هایم ،چتر ایمن تنهایی ام را برسر گرفته و به زیر باران رفتم.

رفتم تا که های های گریه هایم در فریاد آسمان خاموش شود .

رفتم تا که مبادا فریاد بی صدایم به گوش هر نامحرم عشق برسد.

در دل نیمه های شب ، سرشار از ترانه ی غم، خلوت پر از تنهایی ام را زیر

باران گذاشتم و باز گشتم.

و هرگز کسی ندانست که من خیس خیسم از باران اشکهایم.

عاشقانه دوست دارم باران را که چه زیبا هق هق شبانه ام را در بغض آسمان

پنهان ساخت.

عاشقانه دوست دارم باران را که چه زیبا راز اشکهایم را به نجوا فاش نساخت.

عاشقانه دوست دارم باران را...
دیدگاه ها (۶)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

تکپارتی جونگ کوک

دروغ شیرین:) پارت ۱۶.

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

the first lie

آوای شبپارت ۲۰ویو نویسنده ساعت:۱۰:۰۰و این دوتا وروجک خسته اف...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۱ ویو جولیکا:داشتیم نوشیدنی میخوردیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط