{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در محفل خود راه مده همچو منی را

در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل افسرده کند انجمنی را

ما افسرده دلان ساکن کوی غم و دردیم
در عشق شکست خورده ولی توبه نکردیم

پاییز شد و برگ دلم رو به خزان است
افسردگیش در دل عشاق عیان است

در محفل شادان نبود جای غریبان
غم بود رفیقم بخدا عین طبیبان

افسرده دلان را تو مکن دور از این پس
آنرا که دل افسره بود دادرسی هست

بی شک همگان در گرو یار نشستیم
اما دل افسرده دلان را نشکستیم
دیدگاه ها (۳)

بند بند حرف من پشت هر لبخند منهی میخواستم بهت بگم حرفی که تو...

خورشیدم و شهاب قبولم نمی کندسیمرغم و عقاب قبولم نمی کندعریان...

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنیدقفسم برده به باغی و دلم شاد ...

مهی که مزد وفای مرا جفا دانستدلم هر آنچه جفا دید ازو وفا دان...

در محفل خود راه مده همچو منی راافسرده دل افسرده کند انجمنی ر...

در محفل خود راه مده همچو منی را افسرده دل افسرده کند انجمنی ...

.در محفل خود راه مده همچو منی راافـــسرده دل ، افسرده کند ان...

در محفل خود راه مده همچو منی راافسرده دل افسرده کند انجمنی ر...

🌴 ↓💐 🍃 🌿 🌸 🍃 🌾 🌼 🍃 🌺 🍂 🌿 🍂 در محفل خود راه مده همچو منی را...

در محفل خود راه مده همچو منی را افسرده دل افسرده کند انجمنی...

..پاییزشدوبرگ دلم روبه خزان است افسردگیش دردل عشاق عَیان است...

ما افسرده دلان ساکن کوی غم و دردیمدر عشق شکست خورده ولی توبه...

(درمحفل خودراه مده همچومنی را..افسرده دل افسرده کندانجمنی را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط