{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من میــنویسم از تو، تو میـنویسی از من

من میــنویسم از تو، تو میـنویسی از من
انگار ما دو روحیم، در انحصار یک تن

چیزی شبیه عشقیــم، چیزی شبیه رویــا
حتی زبان ما هم، گاهی به وصفش الکن

شـــاید خدا برایم، روح تورا فرستــــــــاد
روحی که وصل من بود، نزدیک تر ز گردن

با قصه ی من و تو، شعری دوباره گل کرد
با ماجرای ســیب و زنی کـنــار یـک مرد

زنی که می نشیند، مــات نــگاه رویـت
با گونه های سرخ و با چشم های روشن...

این قصه هم سرآمد، با یک جدایی اما
من مینویسم از تو، تو مینویسی از من
دیدگاه ها (۱)

من میــنویسم از تو، تو میـنویسی از منانگار ما دو روحیم، در ا...

من میــنویسم از تو، تو میـنویسی از منانگار ما دو روحیم، در ا...

من میــنویسم از تو، تو میـنویسی از منانگار ما دو روحیم، در ا...

من میــنویسم از تو، تو میـنویسی از منانگار ما دو روحیم، در ا...

من می نویسم از تو، تو می نویسی از منانگار ما دو روحیم، در ان...

سیدمهدی موسوی

😂😂😂

📌تودهنی زنان آذربایجانی به «علی‌اف»زنان و دختران آذربایجان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط