{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو می‌توانستی به چشمانم نگاه کنی

تو می‌توانستی به چشمانم نگاه کنی
و گلویم را با چاقوی تیز ببُری
و من می‌توانستم در آخرین نفس
از تو به خاطر خونی شدن دست‌هایت
معذرت بخواهم.
دیدگاه ها (۰)

تا تو نگاه می‌کنی، کار من آه کردن استای به فدای چشم تو، این ...

کپشن ✍️اصفهان را همه با پل‌های تاریخی‌اش، با شکوهِ معماری‌اش...

یادت باشد که تو تنها با زخم‌هایت تعریف نمی‌شوی. تو همان نوری...

تمامِ خستگی‌هایت از آنجاست که می‌خواهی خودت همه‌چیز را درست ...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

موسیقی

این اتفاق قشنگ رو برای همه شمادوستانم آرزو میکنم.. ✨✨من اگر...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۵: اعتراف زیر بارانیک ...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط