غمت در نهانخانه دل نشیند 

غمت در نهانخانه دل نشیند 
به نازی که لیلی به محمل نشیند 

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی 
ز بامی که برخاست، مشکل نشیند 

خلد گر به پا خاری، آسان برآرم 
چه سازم به خاری که در دل نشیند 

به دنبال محمل چنان زار گریم 
که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند 

پی ناقه‌اش رفتم آهسته، ترسم
غباری به دامان محمل نشیند 

به دنبال محمل، سبکتر قدم زن
مبادا غباری به محمل نشیند 

عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن، پای در گل نشیند 

بنازم به بزم محبت که آنجا 
گدایی به شاهی، مقابل نشیند 

طبیب از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل نشیند
دیدگاه ها (۲)

غمش در نهانخانهٔ دل نشیندبه نازی که لیلی به محمل نشیندبه دنب...

غمش در نهانخانه ی دل نشیند به نازی که لیلا به محمل نشیند به...

غمت در نهان خانه دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیندبه د...

~ ♡ غـــمـت در نـهــانخـانـۀ دل نـشـینـد بـنــازی که لـیلی ب...

نوایی ... شادمهر جان ...

غمت در نهانخانه دل نشیندبه نازی که لیلی به محمل نشیند مرنجان...

نوایی نوایی نوایی نواییهمه با وفایند تو گل بی وفاییغمت در نه...

نوایی نوایی نوایی نواییهمه با وفایند تو گل بی وفاییغمت در نه...

نوایی نوایی نوایی نواییهمه با وفایند تو گل بی وفاییغمت در نه...

......خاطرااااات.......  مرنجان دلم را که این مرغ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط