روز شمار محرم.....

روز شمار محرم.....
46 روز تا محرم داريم

نقل میکنند  ناصرالدین شاه قاجار به کربلا مشرف شد.قبل از وارد شدن به حرم مطهر حسینی به صدر اعظمش گفت:یک روضه خوان خوبی پیدا کن تا من گریه کنم.

صدر اعظم طبق دستور رفت چند تا از بهترین روضه خوانهای کربلا را آورد.
هر چه روضه خوانها خواندند شاه ابدا گریه اش نگرفت!صدر اعظم ترسید،
به علمای کربلا گفت اگر شاه به گریه نیفتد کار خراب میشود.
رفتند روضه خوان گمنامی  آوردند.روضه خوان، سیدی پیر اما خبره وکاردان
به نام سید حبیب بود به صدر اعظم گفت: من شاه را میگریانم.
به مجرد اینکه نزدیک شاه رسید خطاب به قبر امام حسین علیه السلام 
عرض کرد:

یا حسین تو در وسط میدان کربلا، آن وقت که یکه و تنها شدی
هی داد می زدی "هل من ناصر"حالا این ناصر آمده،اما حیف که دیر آمده!
شاه همین که این را شنید به اندازه ای گریه کرد که صدراعظم ترسید برای شاه اتفاقی بیفتد.به روضه خوان گفت:بس است دیگر نخوان.
ناصر الدین شاه بعد از این صحنه که به حال عادی خود بازگشت،
با سوز و گداز این رباعی را به حضرت امام حسین(ع) عرض کرد:

گر دعوت دوست می شنودم آن روز      
 
من گوی مراد می ربودم آن روز
 
آن روز که بود روز هل من ناصر 
 
ای کاش که ناصر تو بودم آن روز
دیدگاه ها (۵)

♥️🍃درکلام‌حضرت‌بقیه‌الله‌الاعظمعجل‌اللهدرتفسیر«كهيعص»آمده:ك...

حسینیِ واقعیمردی تعریف می‌کرد: پدرم سال ۱۳۴۰ از دنیا رفت و م...

🌹 آيا ميدانيد قبر اميركبير كجاست؟!امير كبير صدر اعظم ايران د...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

تقدیم به مادر شهیدمون💔🖤🤍دیر آمدم دیر آمدم در داشت می‌سوختهیئ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط