سبزتر گشتم ولی دیگر بهارت نیستم
سبزتر گشتم ولی دیگر بهارت نیستم
آه, من ماه شب تاریک و تارت نیستم
بغض هایم را درون سینه پنهان می کنم
در پی آن شانه ی بی اعتبارت نیستم
دود سیگار است وسوی کافه راهت بازهم
کاش برگردی, ببینی در کنارت نیستم
زیر باران و تگرگ خاطراتت باش با
شانه ی چتر خودت تنها ،که یارت نیستم
بعد از این در خواب هم دیگر نمی بینی مرا
می روم ، بند دل بی بند و بارت نیستم
عاشقی سوتفاهم بود در ذهنت, و من
عاشقت بودم, ولی دل بی قرارت نیستم
آه, من ماه شب تاریک و تارت نیستم
بغض هایم را درون سینه پنهان می کنم
در پی آن شانه ی بی اعتبارت نیستم
دود سیگار است وسوی کافه راهت بازهم
کاش برگردی, ببینی در کنارت نیستم
زیر باران و تگرگ خاطراتت باش با
شانه ی چتر خودت تنها ،که یارت نیستم
بعد از این در خواب هم دیگر نمی بینی مرا
می روم ، بند دل بی بند و بارت نیستم
عاشقی سوتفاهم بود در ذهنت, و من
عاشقت بودم, ولی دل بی قرارت نیستم
- ۶۶۱
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط