آجرک الله یا صاحب الزمان....
آجرک الله یا صاحب الزمان....
دو چشم دخترك تَر شد سه نقطه...
پريد از جا كبوتر شد سه نقطه...
اگر چه غنچه بود امّا بميرم
به دست زجرپرپر شد سه نقطه...
صداي ضربه ی سيلي و آنگاه
گمانم دخترك كَر شد سه نقطه...
تمام گردنش خون بود و خون بود
بميرم مثل مادر شد سه نقطه...
كبودي رخ و زخم سرِ او
برايش مثل معجر شد سه نقطه...
نزن آقا، نزن آقا يتيممع
به قرآن طاقتم سَر شد سه نقطه...
خودم مي آيم آقا كعب ني نه
بيابان روز محشر شد سه نقطه...
وَ عمّه بعد آن شب در خرابه
عصاي دست دختر شد سه نقطه...
دو چشمش را به سختي باز كرد و
كمي مهمان يك سر شد سه نقطه...
و حالا دختري كنج خرابه
مريض احوال، بدتر شد سه نقطه...
صدايش در نمي آمد به گريه
وَ اينجا قصّه آخر شد سه نقطه...
دو چشم دخترك تَر شد سه نقطه...
پريد از جا كبوتر شد سه نقطه...
اگر چه غنچه بود امّا بميرم
به دست زجرپرپر شد سه نقطه...
صداي ضربه ی سيلي و آنگاه
گمانم دخترك كَر شد سه نقطه...
تمام گردنش خون بود و خون بود
بميرم مثل مادر شد سه نقطه...
كبودي رخ و زخم سرِ او
برايش مثل معجر شد سه نقطه...
نزن آقا، نزن آقا يتيممع
به قرآن طاقتم سَر شد سه نقطه...
خودم مي آيم آقا كعب ني نه
بيابان روز محشر شد سه نقطه...
وَ عمّه بعد آن شب در خرابه
عصاي دست دختر شد سه نقطه...
دو چشمش را به سختي باز كرد و
كمي مهمان يك سر شد سه نقطه...
و حالا دختري كنج خرابه
مريض احوال، بدتر شد سه نقطه...
صدايش در نمي آمد به گريه
وَ اينجا قصّه آخر شد سه نقطه...
- ۴۶۲
- ۰۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط