{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام نور چشمان مادر ..سلام سپید موی انتظار سلام.مولای غری

سلام نور چشمان مادر ..سلام سپید موی انتظار سلام.مولای غریبم

زودتر آمده‎ام زودتر احسان بکنی

اول صبح نگاهی به گدایان بکنی



باز هم مثل همیشه شده‎ام مهمانت

رسم این است پذیرائی مهمان بکنی



روحِ من از بدنم، جانِ تو بیمارتر است

آمدم گریه کنم تا که تو درمان بکنی



بی تو در زندگی‎ ما اثری از دین نیست

باید این بار مرا از نو مسلمان بکنی



آنقدر مردم این شهر به تو بد کردند

تا که مجبور شدی رو به بیابان بکنی



تا نمردم برس وداغ به قلبم نگذار

نکند نام مرا مرده‎ء هجران بکنی





بارم افتاد زمین از تو خجالت زده‎ام

می‎شود لطف به این سر به گریبان بکنی



روضه‎ی عمه به پا شد نظری کن آقا

دیده را باید از این مرثیه گریان بکنی



دختری گم‎شده از گم شدنش می‎ترسد

کمکی کاش به این طفل هراسان بکنی



گریه می‎کرد به چشمان ترش خندیدند

به کبودی روی بال و پرش خندیدند
دیدگاه ها (۶)

قسمت ۷

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

dark life = 20

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط