{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمانت چه قدر بارانی !

آسمانت چه قدر بارانی !
روزهایت چه قدر کوتاه اند !
مانده ام! چهره ات عبوس اما
چشم هایت چه قدر دلخواه اند

می نشستم تمام شب با خود
به تو تنها ، نگاه می کردم
عاشق ساده ای که با عکست
روزخود را سیاه می کردم

رقص شببو و گیسوانت را
دید مردی که ساده آمده بود
به هوای تو از مسیر خیال
دوسه ماهی پیاده آمده بود

آه ! ای من ، من ِ ندیده بهشت
دیدم از عاشقی ، رها بودی
شاعری عاشقت نکرده هنوز
تو نظر کرده ی خدا بودی

مرگ ها آسمانی اند اما
تو به مرگ ِ زمینی ام کُشتی
همه از نام مرگ می ترسند
تو به ناز آفرینی ام کُشتی

دوست دارم به ناز بنشینی
دفتر ِچارپاره باشد و من
تو لبانت ، پُر از رباعی ها
آسمانی ستاره باشد و من

خیره در چشم های تو بشوم
چشمهایت برای من قفس است
تو ببینی پرنده زندانی ست
دورتا دور او فقط قفس است
------------------------------------------------
خاطرات ِ تو دیر پا هستند
عشق تا پای مرگ ، می ماند
یک نفر مست کرده ، یک عاشق
دارد از کوچه شعر می خواند

#سیدجلیل_سیدهاشمی


#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۱)

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

P : 25

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۴

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط