{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست خدا و چشم کور وهابی

دست خدا و چشم کور وهابی
جمله « ید الله فوق ایدیهم: دست خدا بالای همه دست هاست » و تعابیر دیگری در باره دست خدا را بسیار شنیده ایم. آیا به راستی خداوند دست دارد؟
آیت الله سبحانی با استناد به آیات قرآن به این سوال و سوال هایی مشابه آن پاسخ داده اند.
چگونه قرآن درباره خدا مى گوید: ( یداه مبسوطتان : دو دستش باز است)؟
قرآن، معجزه جاودانه پیامبر است و از نظر شیرینى بیان و برترى معانى، نمونه اى ندارد، و یکى از ملاکات بلاغت، به کارگیرى مجاز در کلام است و بزرگان گفته اند: « کلام البلغاء مشحون بالمجاز »، یعنی کلام زیبا با مجازگویی آمیخته است. بنابراین، این نوع صفاتى که نمونه هایى از آن ذکر شد، از باب مجاز و تشبیه است.
مثلاً در محاورات عمومى مى گویند: فلانى دست بسته یا دست باز است و هر دو کنایه از بخل و بخشش است، یا این که مى گویند: دست بالاى دست بسیار است، کنایه از قدرت برتر است. اگر قرآن مى فرماید: ( * ید الله فوق أیدیهم* ) کنایه از تسلّط او بر بیعت کنندگان است.
کسانى که راه تجسیم (جسمیت دادن به خدا) را در پیش گرفته اند، داورى آنان درباره این الفاظ این است که باید بر معنى حقیقى حمل شوند، نه معنای مجازی، از این جهت براى خدا دست و پا و چشم و گوش ثابت کرده اند و او را به سان انسان مى پندارند که فقط درباره ریش و شرمگاه او نمى توان سخن گفت و اثبات بقیه اعضا براى او اشکالى ندارد.
این گروه، چشم بسته به قرآن مى نگرند، در حالى که قرآن مى فرماید:( لیس کمثله شىء )
یک داستان جالب
یکى از علماى وهابى که منکر مجاز در قرآن بود، و معتقد بود که این الفاظ را باید بر معانى ظاهرى آنها حمل کرد، و طرفداران مجاز در قرآن را اهل تأویل مى شمرد با یکى از علماى شیعه روبرو شد و آنچه توانست درباره شیعه و این که آنها قرآن را تأویل مى کنند، سخن گفت: اتفاقاً آن عالم وهابى کور و نابینا بود. این عالم شیعى به او گفت: متأسفم که حضرت عالى در روز رستاخیز از رؤیت خدا و پیامبرش محرومید. آن عالم وهابى وحشت زده گفت: چرا؟ او در پاسخ گفت به گواه این آیه که(  من کان فى هذه أعمى فهو فى الآخرة أعمى وأضلّ سبیلاً : هرکس در این دنیا کور باشد در قیامت هم کور محشور میشود) آن وهابى نابینا گفت: این آیه مربوط به نابینایى قلب و روح است، نه نابینایى ظاهرى. آن عالم شیعى گفت: این همان تأویل است که شما منکر آن هستى. او در پاسخ جز فحش و دشنام چیزى نداشت که بگوید.
چگونه مى توان مجاز و تأویل را در قرآن، منکر شد در حالى که قرآن، همه گناهان را به دست هاى انسان نسبت مى دهد و مى فرماید:( ذلک بما قدّمت أیدیکم وأنّ الله لیس بظلاّم للعبید  ).
«این کیفر به خاطر چیزى است که دست هاى شما پیشاپیش فرستاده اند و خدا بر بندگان ستم نمى کند».
مسلّماً همه گناهان انسان با دست او انجام نمى گیرد، بخشى با چشم و بخشى با گوش و برخى با زبان و همچنین... ولى قرآن همه را به دست نسبت داده است، چون عضو فعال در انسان، دست او است و گناه، منسوب به خود انسان است.
[جالبتر آنکه در تصاویر دست بزرگی را که از آسمان آمده و ابرها را شکافته به تصویر کشیده شده و بعضی وقتها زیر آن مینویسند: دست خدا...]
برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سبحانی
دیدگاه ها (۲)

تنـها و تنـها یک راه دارد...- اصلاح اخلاق و هوا‎ي نفس و تحصي...

سوال: چگونه رهبری که توسط مجلس خبرگان انتخاب شده و خود آن مج...

آيا زنان ناقص العقل هستند؟در یکی از خطبه های نهج البلاغه که ...

خدایانه ثروتی دارم مانند خدیجه تادرراهش نثارکنم...نه نفوذ کل...

چرا یه خش رو این حروم لقمه ها نمیفته..چون از خودشونن

دیدن

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :قرآن کریم تأکید دارد ک...

ذکر پر ثواب

رهبر شهید می‌فرمایند:یکی از عواملی که در جامعه از بدیها جلوگ...

از دوستی خدا گفتند آنان که کتاب خدا را اندیشه نکردند....

امام علی علیه‌السلام: «و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل...

وسط این دنیای شلوغ و پر از اضطرابتمام چیزی که یه روحِ زخم‌خو...

«بنیان‌نامهٔ بهرام محمدی: اثباتِ وجودِ خدا»۴. نظمِ معقولِ عا...

«بنیان‌نامهٔ بهرام محمدی: اثباتِ وجودِ خدا»۴. نظمِ معقولِ عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط